بزرگان
صفحه اول بزرگان کاشانی، میرزا ابوطالب
کاشانی، میرزا ابوطالب [ متخلص به هلال ]
میرزا ابوطالب کاشانی، فرزند حاجی سیّد محمّدباقر تهرانی، متخلّص به هلال، شاعر قرن سیزدهم هجری و از سادات عظیم‏‌الشان و فضلای اهل کاشان است. وی پس از تحصیل مقدماتی، به تکمیل علوم و فضایل خویش در رشته‏‌های مختلف پرداخته، از انواع علوم بهره‏ای بسزا می‏‌یابد. هلال، شاعری شیعه و ارادتمند به خاندان عصمت و طهارت است. صاحب حدیقهالشعراء، ضمن اشاره به سیادت «هلال»، چنین می‏‌گوید: «از انواع علوم بهره‏ای به کمال داشته و طلاب هر قسم، از خدمتش استفاضه می‏کرده‏‌اند و همانا جنبه حکمت و عرفان ایشان غالب بوده که علمای ظاهر، رشک می‏‌برده‏‌اند. هلال، از شاعری و سخندانی بهره کامل و در سرودن شعر، طبعی روان دارد. تسلط او بر الفاظ باعث شده کلمات را فخیم و فاخر انتخاب کند و در نشاندن هر کلمه به جای خود، توانایی‌اش را ظاهر سازد. اشعارش استادانه و دارای بلاغت است. نثرش هم که دیباچه، نمونه آن است، فصیح و روان و نشانه فضل اوست. او خود را «شیرازه‏‌بند دفتر حیرانی و ترانه‏‌سنج نغمه بی‏‌سامانی و قافیه‏‌پرداز دیوان سخندانی» معرفی می‏‌کند. لطافت طبع، قدرت بیان، فصاحت کلام و بلاغت گفتارِ «هلال» را از مطالعه اشعار وی می‏‌توان دریافت. در تذکره مدایح معتمدی، در معرفی وی چنین آمده است: فلکِ فصاحت را بدر و ماه بلاغت را لیله القدر. آفتابی است که از خطّ شعاع خامه‏‌اش بر سپهرِ صفحه عقد پروین ریزد و شهابی است که از شعله طبع روشنش، دیو جهل به هزار ساله راه گریزد. شعرش روشن‌تر از شعرای یمانی و نثرش نیکوتر از بهشت جاودانی. وی در سال 1250 هجری، برای مدتی محل تولد و زندگی خود را ترک کرده، عازم اصفهان می‏‌شود و در آن شهر اقامت می‏‌گزیند. در اصفهان مدتی با اعیان و اشراف نشست و برخاست می‏‌کند، تا اینکه به خدمت حجهالاسلام حاجی سیّد محمّد باقر شفتی که از مراجع تقلید و علمای بنام آن دوره بود، نایل ‏می‏‌گردد و به اشاره حجهالاسلام، در مسجد زیبایی که به همّت و هزینه وی ساخته شده بود، اقامت ‏می‏گزیند. هلال پس از شش سال اقامت در اصفهان، دوباره به زادگاه خویش، کاشان، بازمی‏‌گردد. وی دلیل بازگشت خود را حبّ وطن عنوان نموده، چنین می‏‌گوید: «سرانجام که هوای وطن مالوف به ‏مضمون« « حُبّ الوطن مِنَ الایمان» به‏ سرم افتاد، رخصت معاودت حاصل نمودم. شاعر پیش از بازگشت به کاشان، بنا به درخواست حجهالاسلام شفتی، مبادرت به تدوین دیوان خویش می‏نماید: « به‏ فرمایش سرکار شریعت‏مدار، آنچه قصاید و مثنوی و قطعات و غزلیّات و متفرقه که در مدّت مذکور، در توحید و نعت و منقبت و مدایح ایشان عرض شده بود، در این کتاب جمع کردم و چند قصیده دیگر هم که در مدح پادشاه جم‏جاه حضرت ظلّ‏الله گفته شده بود، بر آن ضم نمودم و به شگرف‏نامه مسمّا کردم. « شاعر در دیباچه اشاره نموده که ابتدا «مفتون» تخلّص می‏کرده و سپس «هلال» را برگزیده است. با استناد به این مطلب، و با توجه به اینکه اشعار دیوان حاضر، همه با تخلّص «هلال» است، وی می‏‌باید علاوه بر شگرف‏نامه، اثر یا آثار دیگری با تخلّص «مفتون» داشته باشد، امّا جست‌وجوهای نگارنده برای دست‏یابی به دیگر آثار وی، به ‏نتیجه‏‌ای نرسید. از زندگی خصوصی و همسر و فرزند «هلال»، اطلاعی در دست نیست. شاعر هم در دیوان خود اشاره‌‏ای به این موضوع نکرده است. همچنین از مدت عمر و تاریخ وفات وی اطلاعی حاصل نشد. در واقع او یکی از شعرای گمنام قرن سیزدهم هجری است که نام و معرفی مختصر وی، به‏‌جز مواردی که ذکر آن گذشت، در جایی نیامده است.
کاشانیان نامدار به روایت آلبومخانه کاخ گلستان
بنیاد فرهنگ کاشان کتابی در قطع رحلی بزرگ، کاغذ گلاسه، تمام رنگی، در 576 صفحه با عنوان کاشانیان نامدار به روایت آلبومخانه کاخ گلستان منتشرکرده است. این کتاب شامل عکس‌های بزرگان کاشان است که در دوره قاجاریه در دربار صاحب مشاغل و سمت‌های مهم بوده‌اند، یا در عرصه‌های هنری و فرهنگی و ادبی به مراتب بالا دست یافته ‌بوده‌اند.
بنیاد فرهنگ کاشان منتشر کرد
کتاب فراز و فرود کاشان به روایت دیگران مجموعه‌ای است از نوشته‌های بیگانگانی که به ایران سفر کرده‌اند و در این سفرها از کاشان نیز گذشته‌اند و درباره این شهر و نقاط جغرافیایی پیرامون آن مطالبی نوشته‌اند: سفیران و ماموران سیاسی، مستشاران نظامی، بازرگانانی که....
من هم باستان‌شناس شدم! (چاپ دوم: ۱۳۸۹)
من هم باستان‌شناس شدم! عنوان کتابی است اثر تانیا گیرشمن، همسر رومن گیرشمن باستان‌شناس شهیر فرانسوی، که سال‌ها به همراه همسرش در محوطه‌های باستانی ایران به کاوش و پژوهش پرداخته است.
آریاییان، مردم کاشی، اَمَرد، پارس و دیگر ایرانیان
آریاییان، مردم کاشی، اَمَرد، پارس و دیگر ایرانیان عنوان جلد سه و جهار دانشنامه کاشان است که به همت بنیاد فرهنگ کاشان در سال 1382 منتشر شده‌است.