گزارش
صفحه اول گزارش گزارش فرهنگی لتو (Lattu)، جشن مسگران کاشان
لتو (Lattu)، جشن مسگران کاشان
۱۳۹۱/۰۷/۱۱

 

لتو( Lattu )، جشن مسگران کاشان

(به تصویر صفحه مراجعه شود) سالها پیش،زمانی که هنوز ظروف آلومینومی و روی و پلاستیک و این‌جور چیزها به‌ بازار نیامده بود و استفاده از آنها معمول و متداول نشده بود حرفه مسگری یکی از حرف‌ مورد توجه و پررونق بود.امروزه هم گرچه تعداد مسگرها و مسگری‌ها نسبت به سابق بسیار کم شده ولی هنوز هم در خیلی از شهرهای قدیمی بازارها و تیمچه‌هایی به اسم مسگرها معروف است.از جمله شهرهایی که از زمانهای قدیم در این مورد شهرتی داشته،شهر کاشان است که ظروف مسی و مسگری و بازار مسگرهای آن در ایران معروف است.در خیلی از تمثیل‌ها و حکایات هم اشاراتی به این موضوع شده است که قدمت این حرفه را در کاشان نشان می‌دهد،به‌طوری که در این مورد حکایتی را به بوعلی سینا نسبت می‌دهند و می‌گویند بوعلی سینا در ری می‌نشسته و صدای چکش‌زدن مسگرهای کاشان را می‌شنیده است.یا اینکه در تمثیل«بله دیگ بله چغندر»هم بازار اشاراتی به مسگرهای کاشان شده است.

اما یکی از جشنهای قدیمی صنف مسگر در شهر کاشان که امروزه دیگر معمول و متداول نیست و حدود شصت،هفتاد سال پیش مرسوم بوده، جشن لتو( Lattu )بوده است. «لتو»از کلمهء«لت»گرفته شده و به معانی تعطیل کردن،لطمه خوردن و وازدگی است. دکاندار دکان را لت می‌کند،یعنی تعطیل می‌کند تا خستگی در کند،یا می‌گویند به فلاتی لت‌ خورده است یعنی لطمه خورده است.در محاورهء تهران هم اصطلاحی داریم که«لت و پار» می‌گوییم و لت و پار شدن به معنی پاره شدن و له و لورده شدن و خستگی زیاده از حد است.

اما در این رسم قدیمی در یکی از روزهای گرم مردادماه پیش‌کسوتان این حرفه در منزل‌ رئیس صنف مسگرها که در آن هفتاد هشتاد سال پیش حاج محمد حسن مسگر بوده،جمع‌ می‌شدند و یکی از روزهای مردادماه را برای لتو تعیین می‌کردند و غیراز این چند نفر، هیچ‌کس از روز لتّو خبردار نمی‌شد.صبح آن روز،وقتی که همه سرکار حاضر می‌شدند، یک‌مرتبه به همه خبر می‌دادند که امروز،روز لتّو است و بلافاصله مسگرها سروصورت‌ خودشان را سیاه می‌کردند،دکانها را می‌بستند و هرکدام یک چوبدستی،برمی‌داشتند و بعضی‌ها هم یک ظرف مسی برداشته و با چوبدستی روی این ظرفها می‌زدند و با سروصدای‌ فراوان و هلهله به سرای گمرک که حجرهء حاج محمد حسن مسگر در آنجا قرار داشت می‌رفتند.

در وسط سرای گمرک حوض بزرگی بود و مسگرها برای شوخی و تفریح از آب این‌ حوض به همدیگر می‌پاشیدند و حتی بعضی‌ها توی حوض می‌پریدند و آب‌تنی می‌کردند و آبش را خالی می‌کردند.از خزه‌های حوض به سروصورت و لباس همدیگر می‌مالیدند. بعد از این کارها می‌نشستند و رئیس صنف با چای و شیرینی از آنها پذیرایی می‌کرد و به‌ پیش‌کسوتان و بزرگترها هدایایی مثل قبا و عبا و شال ترمه می‌داد و از کارگرها هم دلجویی‌ می‌کرد و مبلغی پول به هر کدامشان می‌داد و روانه‌شان می‌کرد.

دسته مسگرها به آن سر و وضع با سروصدای فراوان از سرای گمرک به بازار بزرگ‌ می‌رفتند.بقالها و سایر اصناف از ترس اینکه مبادا دسته مسگرها اذیتشان بکنند هرکدام‌ هدایایی به آنها می‌دادند و در این میان اگر یکی از کسبه بازار یکی از مسگرها دلخوری‌ داشت واقعا حالش زار بود.چون‌که مسگرها به دکانش می‌ریختند و همه چیز را بهم می‌زدند و به خاطر این‌که این کار جزئی از مراسم جشن بود کسی نمی‌توانست شکایتی بکند و بقول‌ قدیمی‌ها عارض بشود.بقالها و لبنیات فروش‌ها هم دل خوشی از لتو نداشتند چون تا دسته مسگرها به بقالی‌ها و لبنیات فروشی‌ها می‌رسیدند دنبال تغارهای ماست می‌گشتند و هرچه‌ ماست بود به سروصورت همدیگر می‌مالیدند و ترانه‌ها و شعرهای طنزآمیز می‌خواندند.

بعد از گذشتن از بازار به مقر حکومت می‌رفتند و مسگرها به محض رسیدن به مقر حکومتی در استخری که در آنجا بود سروصورتشان را می‌شستند و حاکم از آنها پذیرایی‌ می‌کرد و آنها هم مشکلات خودشان را می‌گفتند و حاکم قول می‌داد که این مشکلات را برطرف کند.بعد از آن مسگرها از حاکم می‌خواستند که عده‌ای از زندانی‌ها را که جرم کمتری‌ دارند آزاد کند.حاکم هم قبول می‌کرد و مسگرها همراه زندانیان آزاد شده،به باغشاه فین‌ می‌فتند و چند روزی را در آن باغ مصفا می‌گذراندند و خستگی کار را از تنشان بدر می‌کردند.در ضمن کارگران مسگری در تمام این چند روز حق و حقوق خودشان را مثل‌ روزهای دیگر از صاحب دکان می‌گرفتند یعنی مزد روزانه‌شان را تمام و کمال می‌گرفتند و به‌ اصطلاح امروز«مرخصی با استفاده از حقوق»داشته‌اند.

 

--------------

(*)منبع:برگرفته از برنامه رادیویی فرهنگ مردم 

 

کاشانیان نامدار به روایت آلبومخانه کاخ گلستان
بنیاد فرهنگ کاشان کتابی در قطع رحلی بزرگ، کاغذ گلاسه، تمام رنگی، در 576 صفحه با عنوان کاشانیان نامدار به روایت آلبومخانه کاخ گلستان منتشرکرده است. این کتاب شامل عکس‌های بزرگان کاشان است که در دوره قاجاریه در دربار صاحب مشاغل و سمت‌های مهم بوده‌اند، یا در عرصه‌های هنری و فرهنگی و ادبی به مراتب بالا دست یافته ‌بوده‌اند.
بنیاد فرهنگ کاشان منتشر کرد
کتاب فراز و فرود کاشان به روایت دیگران مجموعه‌ای است از نوشته‌های بیگانگانی که به ایران سفر کرده‌اند و در این سفرها از کاشان نیز گذشته‌اند و درباره این شهر و نقاط جغرافیایی پیرامون آن مطالبی نوشته‌اند: سفیران و ماموران سیاسی، مستشاران نظامی، بازرگانانی که....
من هم باستان‌شناس شدم! (چاپ دوم: ۱۳۸۹)
من هم باستان‌شناس شدم! عنوان کتابی است اثر تانیا گیرشمن، همسر رومن گیرشمن باستان‌شناس شهیر فرانسوی، که سال‌ها به همراه همسرش در محوطه‌های باستانی ایران به کاوش و پژوهش پرداخته است.
آریاییان، مردم کاشی، اَمَرد، پارس و دیگر ایرانیان
آریاییان، مردم کاشی، اَمَرد، پارس و دیگر ایرانیان عنوان جلد سه و جهار دانشنامه کاشان است که به همت بنیاد فرهنگ کاشان در سال 1382 منتشر شده‌است.